عواقب جنایت یزیدیان

مختار بن ابوعبیده ثقفی رهبر چهارمین قیام بعد از حادثه‌ی عاشورا ست. پنج سال بعد از آن حادثه او در کوفه به خونخواهی برخاست و بسیاری از عاملان حادثه را کشت و ۱۸ ماه به حکومت رسید. در این مدت جنگ های زیادی کرد و در اولین جنگ خود عبید الله بن زیاد را نیز کشت. پس از آن نیز مناطق زیادی را به زیر سلطه ی عراق آورد. امّا سرانجام با همکاری اشراف کوفه سپاه مصعب بن زبیر از بصره او را شکست داد و کشت.

ادامه نوشته

معجزه ی ذهن برای رسیدن به آرزوهایتان

" معجزه ی ذهن "  برای رسیدن به آرزوهایتان

( هر چیزی پیش از آنکه در واقعیت تجلی یابد  باید در ذهن آفریده شود )

آیا تا کنون از خود پرسیده اید که بین افراد ثروتمند و فقیر یا افسرده و شاد و در کل بین انسان های موفق و ناکام چه تفاوتی وجود دارد ؟

 

ادامه نوشته

امام حسین(ع) در قامت یک اصلاح طلب

سید اسماعیل علوی

نهضت عاشورا تبلور الگوى راهبردى براى جداسازى «حق» از «باطل» است. هنگامى كه نمودهاى حق در خدمت اهداف باطل قرار گرفته باشند. آن هنگام كه باطل با لفافه حق پوشانده شود و كسانى با بهره جويى از جاذبه حق جولان باطل دهند و از جايگاه سلطه و اقتدار و برخوردار از دسترسى هاى وسيع، ارزش هاى والا و ارجمند را منزوى و بدعت را رواج دهند. براى احياى بنيان هاى «حق مدار» و صلاح و فضيلت چه اقدامى جز حركت عاشورايى باقى مى ماند؟!

ادامه نوشته

مغزانسان

بقيه عكسها در ادامه مطلب

ادامه نوشته

شهادت امام حسین

سیدالشهدا(ع) هنگام شهادت 57 سال سن داشتند. پس از شهادت آن حضرت در روز عاشورا 33 زخم نیزه و 34 ضربه شمشیر، غیر از زخم های تیر بر بدن آن حضرت مشاهده شده و َ10 نفر بر پیکر مطهر امام حسین(ع) اسب تاختند.

غلامان کربلا

َدر رکاب سیدالشهدا (ع) 15 غلام شهید شدند که این افراد عبارت بودند از 'نصر' و 'سعد' از غلامان امام علی(ع)، 'منجح' غلام امام مجتبی(ع)، 'اسلم' و 'قارب' غلامان امام حسین(ع)، 'حرث' غلام حمزه، 'جون' غلام ابوذر غفاری، 'رافع' غلام مسلم ازدی، 'سعد' غلام عمر صیداوی، 'سالم' غلام بنی المدینه، 'سالم' غلام عبدی، 'شوذب' غلام شاکر، 'شیب' غلام حرث جابری، 'واضح' غلامِ حرث سلمانی.

واضح ترکی

  شهيد واضح تركي

محل شهادت :كربلا

تاریخ شهادت : روز عاشورا سال 61 هـ.ق

مزار شهید :كربلا

«واضح تركي» غلام «حرث مذحجي سلماني» از اصحاب امام حسين (ع) بود. وي در روزگار امام حسن (ع) در كنار لطف و كرامت ائمه با ظلم و جور بني اميه آشنا شد. واضح در روز عاشوراي سال 61 هجري در ركاب مولا و مقتدايش حسين (ع) به شهادت رسيد. پيكر غرقه در خون او در سرزمين كربلا به خاك سپرده شد.

اسلم

 غلامی ترک

اسلم غلام امام حسین علیه السلام بود، نژاد پدرش ترک بود از این رو به اسلم ترکی نیز معروف است. بنا به نقل تاریخ، امام حسین علیه السلام بعد از وفات برادرش، امام حسن علیه السلام، او را خرید و به فرزند خود حضرت زین العابدین علیه السلام بخشید از این رو این غلام ترک افتخار خدمتگزاری چند نفر از اهل بیت پیامبر اکرم را داشته است. او کاتب امام حسین علیه السلام بود، به زبان عربی آشنایی داشت و قاری قرآن بود. اسلم از مدینه همراه امام حسین علیه السلام تا مکه و سپس تا کربلا آمد و روز عاشورا پس از اینکه جمعی از یاران امام شهید شدند، اجازه گرفت تا به میدان جنگ رفت. او در حال رفتن به میدان چنین رجز خواند:

 البحرمن طعنی و ضربی یصطلی

والجو من سهمی و نبلی یمتلی

اذا حامی فی یمنیی ینجلی

ینشق قلب الحاسد المبخل

از برق شمشیر و نیزه ی من دریا آتش می گیرد

و هوا از تیرهای من پر می شود

هنگامی که شمشیر در دست راست من برهنه شود،

قلب بخیلان کوته دل و حسودان متکبر را می شکافد.

 برخی مورخان نیز گویند وی زمانی که برای جهاد راهی میدان شده بود، چنین می خواند:

 امیری حسین و نعم الامیر

سرور فواد البشیر النذیر

امیر و سالار من حسین است و چه نیکو امیری!

اوست مایه ی سرور دل پیغمبر بیم دهنده و مژده دهنده

 اسلم چون تیرانداز و کمانداری ماهر بود، شجاعانه جنگید و عده ای از لشگر عمر سعد را به هلاکت رساند و خود نیز از شدت زخم و عطش بر زمین افتاد. هنوز در تنش اندک رمقی مانده بود که امام حسین علیه السلام به بالین او آمد و گریست و صورت خود را بر روی صورت او گذاشت. اسلم چشمان خود را باز کرد و امام را کنار خود دید که چهره اش را به گونه ی او گذاشته. تبسمی کرد و عرضه داشت «مثل من کیست که فرزند رسول خدا صورت به صورت او نهاده باشد؟!» آن گاه در آغوش امام حسین علیه السلام جان به جان آفرین تسلیم کرد. (برخی مورخان نام او را "سلیمان" و "سلیم" نیز نوشته اند).

 

اسلم ترکی

اسلم(سلیمان) بن عمرو ترکی

آشنای جنگل‌های‌ انبوه دیلم، بیشه‌زاران رازناک و چشمه‌ها و رودهای خروشان بود. روحش مثل جنگل‌ها، سبز و مثل چشمه‌ها زلال و جوشان بود. شاعر بود و نویسنده و امام هماره او را می‌طلبید تا نامه‌ها را بنویسد که خطّ خوش و زیبایش و ذوق جوشان و سرشارش نامه‌هایی تأثیرگذار و ژرف رقم زند. سیمایی نمکین و بیانی گیرا و دلپذیر داشت. قصّه گوی کودکان بود و همین، محبوب کودک و پیر و جوانش ساخته بود. در ادبیات عرب استاد بود و در فارسی و ترکی چیره دست و ادیب.

روز عاشورا بود و هنگام نبرد اسلم. امام سجاد(ع) دست بر عمود خیمه، بر زانو، قامت راست کرده‌بود تا رزم اسلم را تماشا کند و مولایش امام حسین(ع) به ستایش و آفرین در کنار میدان او را ستود. اسلم بود و طنین رجزش در میدان. کم کم زخم بر زخم صدای گیرا و رسایش را به افول کشاند. آفتاب شمشیرش غروب کرد. خم شد بر خاک افتاد. هنوز رمقی داشت که به سمت قبله‌ی قلبش، حسین، برگردد.

اسلم بی ‌صدا اشک می‌ریخت، امام نیز. از امام تقاضا کرد یاریش کند تا دست بر گردن وی اندازد.

وقتی دست‌ها را بر گردن مولایش یافت در هق هق گریه، زمزمه کرد:

«من چه خوشبختم که آفتاب را در آغوش دارم.»

سروده‌ی عاشقانه‌ی اسلم بود و ترنم اشک حسین و اسلم روشن و درخشان در آغوش آفتاب کربلا در آسمان عاشورا می‌تابید….

اسلم ترکی از شهدای کربلا

اسلم تركى

يكى از شهداى كربلا،وى غلام سيد الشهدا«ع‏»و ترك زبان بود،تير انداز و كماندار بودو كاتب امام حسين‏«ع‏»به شمار مى‏رفت.قارى قرآن و آشنا به عربى بود.برخى نام او راسليمان و سليم هم نوشته‏اند. (1) روز عاشورا كه اذن ميدان گرفت،اينگونه رجز مى‏خواند:

البحر من طعنى و ضربى يصطلى و الجو من سهمى و نبلى يمتلى اذا حسامى فى يمينى ينجلى ينشق قلب الحاسد المبجل (2)

دريا از ضربت نيزه و شمشيرم مى‏جوشد و آسمان از تيرم پر مى‏شود،آنگاه كه تيغ دركفم آشكار شود،قلب حسود متكبر را مى‏شكافد.وى دلاورانه جنگيد و بر زمين افتاد.

امام به بالين او آمد و گريست و چهره بر چهره‏اش نهاد.اسلم،چشم گشود و حسين‏«ع‏»رابر بالين خود ديد،تبسمى كرد و جان داد. (3)

يكجا رخ غلام و پسر بوسه داد و گفت:در دين ما سيه نكند فرق با سفيد

امیر المومنین

 بعد از آنکه امیرالمومنین(ع) در مدینه با اصرار مردم خلافت را قبول کردند و عده زیادی از انصار و مهاجر با ایشان بیعت کردند، برخی ها مثل طلحه و زبیر با وجود اینکه با امام علی (ع) بیعت کرده بودند ولی پیمان را شکستند و جنگ علیه امام زمان را شروع کردند.

وی ادامه داد: معاویه که در آن زمان از سوی عثمان به عنوان استاندار شام فعالیت می کرد می خواست گردنکشی کند و امیرالمومنین (ع) نیز نامه ای برای او نوشتند و به وسیله پیک به شام ارسال کردند.

ادامه نوشته

یاران حسین

براي جامعه و حكومت ايران كه داعيه اسلامي بودن دارد، مرور رویدادهایی كه در صدر اسلام رخ داده است، مي تواند درس عبرتي باشد تا از وقوع حوادث مشابه آن در زمان حاضر و آینده جلوگیری کند.

ادامه نوشته

یزید

درباره کیفیت مرگ یزید چندین گزارش در تاریخ آمده است.

ذهبي از محمد بن احمد بن مسمع نقل مي‏کند که گفت: يزيد مست کرد و بلند شد که بر قصد. اما با سر بر زمين خورد که سرش شکافت و مغزش آشکار شد.

بلاذري در انساب الاشراف مي‏نويسد: پيري از شاميان به من گفت: علت مرگ يزيد اين بود که او در حالت مستي بوزينه ‏اش را بر الاغ سوار کرد. سپس به دنبال او آن گونه دويد که گردنش شکست، يا چيزي در درونش [ احتمالا زهره اش] پاره گرديد.

شاعر درباره ‏اش مي ‏گويد:

اي گور واقع در حوارين، تو شرورترين همه‏ ي مردم را در خود جاي داده‏اي.

از عمر بن عبدالعزيز نقل شده که گفت: در عالم خواب ديدم که قيامت برپا شده است - تا آنجا که گفت : سپس بر دره‏اي از آتش گذر کردم و در آن مردي را ديدم که هرگاه قصد بيرون آمدن مي‏کرد، او را با گرز آهني مي‏کوبيدند و او پايين مي‏افتاد. گفتم: او کيست؟ گفتند: يزيد بن معاويه.

 

یزید مرد

با سلام

در سال  64  هجري قمري در شب چهاردهم ربيع الاول يزيد بن معاويه بن ابي سفيان در سن يا 37 يا 39 سالگي يا53سالگي به درکات جهيم شتافت.«مسار الشيعه ص 05،اقبال ج3ص811،مستدرک سفينه البحار ج4ص68»

قول ديگر در مرگ يزيد پانزدهم اين ماه است  «تاريخ طبري ج4 ص 983 و تاريخ دمشق ج 95 ص503»

 مادر يزيد ميسون دختر بجدل کلبي است.

 
ادامه نوشته

شادی

شادی از خرد عاقل تر است (ویل دورانت  )

شادی

 شادی از خرد عاقل تر است (ویل دورانت  )

مختار ثقفی

 ابواسحاق مختار ثقفی، معروف به مختار ثقفی، از دلاوران و بزرگان عرب بود که به خونخواهی امام سوم شیعیان حضرت حسین بن علی(ع) و یاران او قیام کرد. پدرش ابوعبیدبن مسعود ثقفی بود که در واقعه «یوم الحجر» درعراق به قتل رسید و مادرش دومه بنت وهب بود.



قبر مختار ثقفی در کوفه

عبدالله بن زبیر

  عبدالله بن زبیربن عوام بن خویلد قریشی، کنیه اش "ابوبکر و ابوخبیب"، از بزرگان قریش و از صحابه پیغمبر، از مدعیان خلافت در زمان بنی امیه و از دشمنان امیرالمومنین علی علیه السلام و .... وی از قبیله بنی اسد و پدرش زبیر بن عوام که از صحابه پیغمبر اسلام بود و مادرش اسماء ذات النطاقین دختر ابوبکر خلیفه اول،پدر بزرگش (مادری): ابوبکر، خلیفه اول، خاله اش: عایشه (دختر ابوبکر)، مادر بزرگ (پدری اش): صفیه دختر عبدالمطلب. تاریخ تولد او، حدود سال دوم هجری یعنی 20 ماه بعد از هجرت پیغمبر اسلام در مدینه بود و اولین مولود مسلمانی بود که در مدینه بدنیا آمد. در بسیاری از حوادث زمان  عثمان، فعالیت داشت از جمله اینکه عثمان او را مامور نسخه برداری از قرآن کرد. در فتح افریقیه شرکت نمود و در جنگهای سال 30 هـ ق در فتح طبرستان و ایران شمالی همراه "سعید بن عاص" بود.

ادامه نوشته

انقلاب مختار

مختار به سرزمین و مناطقی چون موصل، حلوان (نزدیک سرپل ذهاب)، مدائن، بلاد ارمنیه، اران، آذربایجان، حوران، ماهیان، ری و اصفهان که اینها شمال عراق بود، مسلط شد و فقط شهر بصره به دست آل زبیر و زبیریان بود. زبیریان از نیروهای مختار خواستند که با عبدالله بن زبیر، به عنوان امیرالمومنین بیعت و دست از جنگ بردارند، و یاران مختار خواستند تا آنها با مختار بیعت و خلافت را به «آل رسول» واگذارند که در این میان جنگی صورت گرفت و مصعب بن زبیر حاکم بصره و برادر عبدالله بن زبیر سپاه مختار را شکست داد و مختار و بسیاری را کشت و یاران او را اسیر کرد و به بغض اینکه بیشتر آنها از «عجم» بودند آنها را از دم تیغ گذراند. مدت حکومت مختار، یکسال و نیم (۱۸ ماه ) بود و در ۱۴ رمضان سال ۶۷ هجری قمری در سن ۶۷ سالگی کشته شد. قبر او، در رواق راهرو مرقد حضرت مسلم بن عقیل در کوفه است.

انتقام شهدای تاریخ

مجازات شدگان قیام

از جمله قاتلان و مسببان واقعه كربلا كه بوسيله مختار مجازات شدند:[۴۱]

فرد جنایت کیفر
شمر فرمانده پیاده سوار لشگر یزید و سر حسین را از تن جداکرد گردنش را زدند و بر بدنش اسب تاختند
خولی او سرحسین را بر نیزه زد و گوشه‌واره از گوش زنان کند[۴۲] کشته او را در آتش انداخت و خاکسترش را بر باد داد
ابن زیاد حاکم کوفه در جنگ موصل کشته شدوجسدش را به آتش كشیدند[۴۳]
عمر بن سعد فرمانده سپاه یزید و شوهرخواهر مختار مختار کفش خود را پوشید و صورت عمر سعد را زیر کفش خود قرار داد سپس دستور داد سر عمر سعد را ببرند
شرجیل بن ذی الکلاع از پشت سر سیلی به حسین زده بود او را به آتش سوزاندند
حصین بن نمیر از فرماندهان گروه ‏تیرانداز به سپاه حسین در نزدیکی موصل کشته شد
نافع بن مالک کسی‌كه آب را بر حسین بست
عمرو بن حجاج فرمانده جناح راست لشگر عمر بن‌سعد پس از فرار از دست مختاردر بیابانی از شدت تشنگی،مرد.
بشر بن خوط قاتل جعفر بن عقیل گردنش را زدند و جسدش را در آتش سوزاندند.
بحدل بن سلیم انگشت حسین را برای انگشترش برید هر دو دست و پایش را قطع کردند و آنقدر در خون خود غلطید تا مرد..
زید بن ورقاء با شمشیر، دست راست ‏عباس بن علی را از کار انداخت او را که رمقی در بدنش بود، زنده در آتش سوزاندند
حکیم بن طفیل پس از قطع دست راست عباس، دست چپ عباس را از كار انداخت آنقدر بر بدن آن تیز زدند تا مانند خارپشت شد و به هلاکت رسید
سنان بن انس کسی‌که نیزه بر پشت حسین زد دست و پایش را بریدند و هنوز جان داشت كه او را در دیگ روغن جوشان افكندند [۴۴][۴۵]
عبدالله بن اُسَید کسی‌که خیمه‌ها را آتش زد
مالک بن نسیر با شمشیر بر سر حسین زد دست و پای او را بریدندو به خود پیچید تا مرد
اسحاق بن حیوه پیراهن حسین را به سرقت برد و پوشید
حارث بن نوفل کسی‌که تازیانه به زینب زد
مرة بن منقذ قاتل علی اکبر اول دو دست او را بریدند، بعد زبانش را از دهانش بیرون کشیدندو بعد تنش را در آتش سوزاندند
حرمله قاتل علی اصغر دست و پاى او را بريدند، سپس او را بآتش سوزاندند[۴۶]
اخنس بن مرثد از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند با اسب های تازه نعل، بر بدنشان تاختند
اسحاق بن حیوه از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند با اسب های تازه نعل، بر بدنشان تاختند
صالح بن وهب از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند با اسب های تازه نعل، بر بدنشان تاختند
هانی بن ثبیت حضرمی از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند با اسب های تازه نعل، بر بدنشان تاختند

[ویرایش] نبرد با عبید اللّه بن زیاد

سپاه او سپس لشكر عبيدالله بن زياد را در موصل شكست داد كه عبيدالله نيز در این نبرد كشته شد.[۴۷]

[ویرایش] نبرد با زبیریان و اشراف کوفه

به دلیل پشتیبانی موالی [۴۸] خصوصاً اسیران دیلمی کوفه و نیز خیانت کوفیان پشتیبانی بزرگان عرب را از دست داد. ابراهیم در محاصره سپاه عبدالملک بن مروان بود و نمی‌توانست به یاری مختار بیاید. سرانجام با سپاهی اندک به مصاف مصعب بن زبیر رفت و کشته شد.[۴۹]

نقلی است كه ابراهیم بن مالک اشتر از مختار کناره گرفت و به اشراف کوفه در بصره پیوست.[۵۰][۵۱] ابن اعثم سخن صریحی را از زبان مختار آورده که چشم به کمک ابراهیم دوخته، می‌گوید: «عجب مصیبتی است امروز، ای کاش ابراهیم در کنارم بود؛ اما او مرا رها کرد و من چاره‌ای جز تن دادن به مرگ ندارم».[۵۲] مدت زمام‌داری مختار در کوفه یک‌سال و نیم بوده است.[۵۳] هنگامی که کشته شد، ۶۷ سال از عمرش سپری شده بود و کشته شدنش روز چهاردهم ماه رمضان سال ۶۷ اتفاق افتاده‌است.[۵۴]

[ویرایش] سرانجام بستگان او

پس از او دو همسرش، یکی دختر نعمان بن بشیر انصاری و دیگری دختر سمرة بن جندب، مورد بازجویی زبیری‌ها قرار گرفتند. دختر سمره درباره مختار گفت که هرچه شما درباره او عقیده دارید من نیز عقیده‌ام همان است! اما دختر نعمان درباره مختار گفت: «انه کان عبدا من عباد الله الصالحین»؛ او بنده‌ای از بندگان صالح خداوند بود. مصعب بن زبیر او را نیز به قتل رساند.[۵۵]

[ویرایش] آرامگاه

پس از كشته‌شدن مختار توسط مصعب بن زبیر، پیکر او در دیوار قصر الاماره نزدیک مسجد کوفه مدفون شد، این قبر مخفی ماند تا اینکه سید مهدی بحرالعلوم در زمان خود به جستجو و آشنایی با آثار و محراب‌های مسجد پرداخت، سید در آن زمان ترجیح داد مسجد کوفه با خاک مدفون شود چون زمین مسجد پائین‌تر از دیگر سرزمین‌های منطقه بود و در نتیجه آبهای سطحی در آن جریان پیدا می‌كرد، پیرو دستور آیت‌الله بحرالعلوم زمین مسجد کوفه که عمق آن مساوی مقام پیامبر و خانه حضرت نوح بود با خاک پاک پر شد تا از آلودگی‌ها در امان نگه داشته شود در جای همان محراب‌ها بر روی خاک محراب‌های جدید ساخته شد همان‌گونه که اکنون هم نمایان است.

در زمان بررسی‌ها جستجوی آثار مسجد که از طرف سید و جمعی از علما صورت گرفت، سید قبر پنهان شده‌ای را پیدا کرد و جایگاه آن قبر انتهای راه‌رو در زیرزمین و به طرف خارج مسجد به سمت قصرالأماره بود و بر آن قبر سنگی یافتند که بر آن اسم و لقب مختار نوشته شده بود.[۵۶]

پس از یافتن قبر، محسن الحاج عبود شلاش ساختن حرم جدید و بزرگی برای مختار را بر عهده گرفت و آن‌را به رواق حرم حضرت مسلم از سمت جنوب ملحق کرد،[۵۷] و برای قبر پنجره‌ای آهنین قرار داد و درب راه‌رو که در حجره‌ای در کنج مسجد کوفه قرار داشت را مسدود کرد. علامه شیخ عبدالحسین تهرانی از شاگردان برجسته صاحب جواهر و وصی امیرکبیر، وقتی برای زيارت عتبات عالیات وارد عراق شده بود، نسبت به تعمیر و تجدید بنای مزار مختار همت گماشت. علامه امینی به نقل از کتاب مزار شهید، زیارتنامه‌ای جالب برای مختار نقل می‌کند و از این زیارتنامه، که شهید آن را نقل کرده‌است، معلوم می‌شود که قبر مختار از دیرزمان، مورد علاقه شیعیان و آزادمردان بوده و ابن بطوطه نیز در سفرنامه خود به آن اشاره کرده‌است.[۵۸] ضریحی از چوب روی قبر او نصب شده و پنجره‌ای در زاویه شرقی به دیوار مسجد کوفه (سمت جنوب) باز می‌شود. قطعه سنگی از قرن دوم هجری به خط کوفی دارد که روی آن نوشته‌اند: «هذا قبر مختار بن ابی عبیدة الثقفی الآخذ بثارات الحسین».[۵۹]

[ویرایش] موضع اهل بیت در برابر مختار

پس از قیام. در روایتی آمده‌است: هیچ زن هاشمیه‌ای بعد از شهادت حسین موهایش را شانه و خضاب نکرد تا زمانی که مختار سر ابن زیاد را برای فرزندش فرستاد.[۶۰] چون امام سر عبیدالله را دید، گفت دوزخ جای او باد! بعضی گفته‏ا ند علی بن حسین را پس از شهادت پدرش جز آن روز خندان ندیدند.[۶۱] و ابن عبدریه نوشته‌است: «سر عبیدالله را هنگامی نزد علی بن حسین آوردند که نیم‌روز بود و او ناهار می‏خورد. چون سر را دید گفت: سبحان‌الله، کسی فریفته دنیا نمی‏شود مگر آنکه حق نعمت خدا در گردنش نباشد وقتی سر پدرم را نزد ابن زیاد آوردند غذا می‌خورد.»[۶۲][۶۳] در نقلی دیگر آمده است که سر به سجده نهاد و فرمود: «حمد و سپاس خداوندی را که انتقام مرا از دشمنم گرفت؛ خداوند پاداش نیک به مختار عنایت فرماید.»[۶۴]

پس از مرگ. محمد بن علی(نوه حسین)(علیهم السلام) فرمود: «به مختار ناسزا نگویید چون او قاتلین ما را به سزای عمل ننگین آن‌ها نشاند و زن‌های بی‌شوهر ما را شوهر داد و در شرایط تنگدستی مختار ما را کمک کرد.»

امداد از عاشقان حسین

حسین در عاشورا:آیا کسی هست که مرا یاری کند وانتقام گیرد ؟این سئوال .سئوال از تاریخ فردای بشری است وانتظار از عاشقان حسین از کسانی که برای شهیدان حرکت وعظمت قائلند.

یاران حسین در کربلا

یاران عاشورا

۱-از اطفال    حضرت علی اصغرعلیه السلام        ۲-محمد نواده عقیل

از نوجوانان ۱- حضرت قاسم بن الحسن علیه ااسلام

از جوانان  ۱- حضرت علی اکبر علیه السلام

از میانسالان ۱-حضرت ابوالفضل و برادرانش

از کهنسالان ۱-حضرت حبیب بن مظاهر ۲-مسلمبن عوسجه

از زنان۱-حضرت زینب۲- ام کلثوم۳-ام وهب

از سیاه چهرگان ۱-جون غلام ابی ذر

از نوعروسان همسر وهب بن عبدالله کلبی

از دامادها  وهب بن عبدالله کلبی

از توبه کنندگان حر بن یزید ریاحی

از جانبازان ۱-حضرت ابو الفضل  ۲- مسلم ازدی

از ۴ترک ۱- اسلم ترکی